فائزه امجدیان
از شاهنامه، از دل میدان رسیدهاند
اسطورههای ما به خیابان رسیدهاند
برخیز و دخترانهترین رزم را ببین!
گردآفریدهای رجزخوان رسیدهاند
با پرچمی به قدمت چندین هزار سال
با ماتمی به وسعت ایران رسیدهاند
هر شب، زمان به وقت ملاقات رودها
رودابههای شهر، خروشان رسیدهاند
با دیوها بگو که شبِ هفتخان ماست
با ناوها بگو که به طوفان رسیدهاند
ما سروهای مان هم از آنان کهنتر است
آنها چقدر تازه به دوران رسیدهاند!
گلدسته قدیمیِ هر شهر شاهد است
این قوم، قرنهاست به ایمان رسیدهاند
ما تازه فصل اول این شاهنامهایم
اهریمنان چه زود به پایان رسیدهاند!
شما چه نظری دارید؟